اول از همه این که داداشمه، مثله خودم خیلی گله، یه کم شاکی هست چون نمی تونه این همه بی عدالتی رو دور و ورش تحمل کنه، تو اتاق خیلی بی نظم تشریف دارن، به کارای فرهنگی علاقه داره، مهربونه، همش یا می خونه یا می نویسه یا می گرده.
من که از سر اجبار فقط چون مسیرمون یکی بود باهاش دوست شدم. تازه صبحها هم هر روز من که میرفتم در خونشون که از اونجا بریم مدرسه، تازه بیدار میشد و من رو جا کفشی مینشستم تا آقا از خواب بیدار شه. تنبل هم هست و این هفته هم نیومد بریم تنگه واشی. اما در مجموع کاملا دوستداشتنیه
آخ آخ
دست رو جای بدی گذاشتی! . . . آلیس!
آلیس برای من ایناست:
1. دوست داشتنی
2. تنبل
3. ژوکر
4. لعنتی
5. اعصاب جمع کن
6. پایه ی بحث در زمانی که لازمه بحث کنی
7. اهل فکر کردن پیش از بیان خزعبلات
8. دوست نیلوفر و عماد
9. فیدوفا منهای اقدامی
10. اشتراک من و دنیای واقعی
11. بیکار
12. قابل درد دل!
13. کثافتِ خاص
به نظرم خودت باید درباره خودت بنویسی نه ما ها… ولی خودت خواستی:
یک عاشق بدون دوست
یک دوست خوب بدون وجدان
یک وجدان بدون کاربرد
یک کاربرد مناسب بدون برنامه
یک برنامه نویس بدون عشق
نتیجه گیری اخلاقی: …
به علاوه:
یک مدیر بدون قدرت اجرایی
یک فیلسوف بدون آکواریم
یک مهندس برق بدون فاز متر
یک دانشمند بدون پیپر
یک مرد بدون مردونگی
یک دنیا آرزو بدون امید
یک دنیا معرف بدون چی!
جمع می کنیم به عبارتی می شود …
و یک تصویر ذهنی کامل:
دو تا صندلی چوبی
دو تا فنجون چایی
دو تا بحث فلسفی
تا بکشه رنگ خوبی و قشنگی
بدون مداد رنگی
و دیگر هیچ…
خوب علي به نظرم :
پسر با معرفتيه….
دوست خيلي خوبي ميتونه باشه … البته در نوع خودش.
ميشه روي كمكش حساب كرد. چون جدا سعييشو ميكنه واسه كمك كردن. (البته اگه خوابش نياد و حس فلسفيش هم گل نكرده باشه….)
دلش ميخواد كاراي مهم بكنه كه وقني ميبينه نمي شه خيلي تو ذوقش ميخوره…
به اساتيد خوش تيپ حساسه…
بايد ازش زياد تعريف كرد كه شارژش زود تموم نشه…
زياد فكر ميكنه. واسه همين زياد دپرس ميشه …
خيلي ايدآليسته …
تو پروژهها بلده يه ديد هاي كلي تعريف كنه كه معدل پروژه A بشه.البته بعضي وقتا مثل” كارگاه كجت” خودش هم نميدونه چرا اينقد ديدش خوب از آب دراومده …
یک آلیس که فکر می کند خیلی گم شده اما ته دلش می داند که راه همین نزدیکیهاست
اول از همه این که داداشمه، مثله خودم خیلی گله، یه کم شاکی هست چون نمی تونه این همه بی عدالتی رو دور و ورش تحمل کنه، تو اتاق خیلی بی نظم تشریف دارن، به کارای فرهنگی علاقه داره، مهربونه، همش یا می خونه یا می نویسه یا می گرده.
من که از سر اجبار فقط چون مسیرمون یکی بود باهاش دوست شدم. تازه صبحها هم هر روز من که میرفتم در خونشون که از اونجا بریم مدرسه، تازه بیدار میشد و من رو جا کفشی مینشستم تا آقا از خواب بیدار شه. تنبل هم هست و این هفته هم نیومد بریم تنگه واشی. اما در مجموع کاملا دوستداشتنیه
آخ آخ
دست رو جای بدی گذاشتی! . . . آلیس!
آلیس برای من ایناست:
1. دوست داشتنی
2. تنبل
3. ژوکر
4. لعنتی
5. اعصاب جمع کن
6. پایه ی بحث در زمانی که لازمه بحث کنی
7. اهل فکر کردن پیش از بیان خزعبلات
8. دوست نیلوفر و عماد
9. فیدوفا منهای اقدامی
10. اشتراک من و دنیای واقعی
11. بیکار
12. قابل درد دل!
13. کثافتِ خاص
یه دنیا معرفته! می خواد همه دنیا رو نجات بده. یه خورده نصیحتش کنین شاید کوتاه بیاد
خیلی دوست دارم خودتم میدونی که می خوامت ولی نیستی
خیلی ازدست خودم عصبانیم که تو لینکات نیستم!
به نظرم خودت باید درباره خودت بنویسی نه ما ها… ولی خودت خواستی:
یک عاشق بدون دوست
یک دوست خوب بدون وجدان
یک وجدان بدون کاربرد
یک کاربرد مناسب بدون برنامه
یک برنامه نویس بدون عشق
نتیجه گیری اخلاقی: …
به علاوه:
یک مدیر بدون قدرت اجرایی
یک فیلسوف بدون آکواریم
یک مهندس برق بدون فاز متر
یک دانشمند بدون پیپر
یک مرد بدون مردونگی
یک دنیا آرزو بدون امید
یک دنیا معرف بدون چی!
جمع می کنیم به عبارتی می شود …
و یک تصویر ذهنی کامل:
دو تا صندلی چوبی
دو تا فنجون چایی
دو تا بحث فلسفی
تا بکشه رنگ خوبی و قشنگی
بدون مداد رنگی
و دیگر هیچ…
بازم بگم؟
خوب علي به نظرم :
پسر با معرفتيه….
دوست خيلي خوبي ميتونه باشه … البته در نوع خودش.
ميشه روي كمكش حساب كرد. چون جدا سعييشو ميكنه واسه كمك كردن. (البته اگه خوابش نياد و حس فلسفيش هم گل نكرده باشه….)
دلش ميخواد كاراي مهم بكنه كه وقني ميبينه نمي شه خيلي تو ذوقش ميخوره…
به اساتيد خوش تيپ حساسه…
بايد ازش زياد تعريف كرد كه شارژش زود تموم نشه…
زياد فكر ميكنه. واسه همين زياد دپرس ميشه …
خيلي ايدآليسته …
تو پروژهها بلده يه ديد هاي كلي تعريف كنه كه معدل پروژه A بشه.البته بعضي وقتا مثل” كارگاه كجت” خودش هم نميدونه چرا اينقد ديدش خوب از آب دراومده …
بسه ؟؟؟