…ای کاش زمستان بود
سرمای زمستان بود که مرا به تندتر قدم برداشتن وامیداشت. سرمای زمستان بود که هوش از کلّهام میبرد. سرمای زمستان بود که منتظر ایستادن در صف خیابان ۱۶ آذر را برایم ممکن میساخت. لرزیدن، از باد سرد در رفتن، سر در یقه فرو بردن،فراموش کردن، به گذشته و آینده فکر نکردن، به دیگران فکر نکردن، به هیچ چیز فکر نکردن و در خلسهی یخ بیخیالی فرو رفتن، همه ارمغان زمستان است که در این تابستان گرم هم نیازش دارم.
ای کاش زمستان بود…