دیشب از ساعت ۱:۳۰ تا ساعت ۶ صبح یهسره داشتم حرف میزدم! به خاطر همین (البته این یه بهونه بیشتر نیست!) تا ساعت ۱:۳۰ ظهر امروز خواب بودم. حرفهایی که زدم بیشتر از همه خودم رو به فکر فرو برد. که چه چیزهای کوچیکی تو زندگی چه تأثیرات بزرگی تو طرز تفکر آدم میگذارند.
تأثیرگذارترینها در زندگی من: مواردی که در ادامه این پست آوردم چیزهایی هستند که روش فکر کردن من رو خیلی زیاد تحت تأثیر خودشون قرار داده. من هیچ وقت فراموششون نمیکنم و هر وقت کسی با من بحث کنه تأثیر اینها رو میتونه تو حرفهای من رصد کنه.
نظریه مدلسازی شیء گرایی: وقتی زیاد OO برنامهنویسی کنی تمام دنیا رو مثل Objectهایی میبینی که تو برنامهنویسی ازشون استفاده میکنی. وراثت (یا بهتره بگم تعمیم) اصل مهمی بود که با در نظر گرفتنش میشد اشیاء رو تقسیمبندی کرد و بهتر شناختشون و رفتارشون رو پیشبینی کرد. Propertyها مفاهیمی بودن که باعث شدن مفهوم گستردهتری به کمک نظریه کنترل مدرن به نام State شکل بگیره و همچنین معیار مشخصی برای جداسازی اشیاء و دستهبندی اونها از هم وجود داشته باشه. مفهوم تعریف از این طریق شکل گرفت و اختلاف اشیاء در اختلاف Propertyها و متدهایی شد که داشتند. فرق Class و Instance بسیاری از کجرویهای فکری رو اصلاح کرد و ابهامات زیادی رو در مورد مشاهدهٔ پدیدهها و اشیاء برطرف کرد. و بالاخره Methodها، Propertyها و Eventها سه عاملی بودن که دینامیک جهان و تأثیری که اشیاء از هم میپذیرند رو توضیح میداد. این نظریه باعث شد که من تمام جهان رو بهصورت یک کل ببینم و به این باور برسم که رفتار هر موجودی در جهان روی تمام موجودات دیگر تأثیر میگذارد.
نظریه تکامل داروین: مطمئنم این نظریه سبک فکر کردن بسیاری از خوانندگان این وبلاگ رو تحت تأثیر قرار داده. این نظریه پدیدهٔ حرکت خود به خودی کل جهان به سمتی که یک یا تعدادی فاکتور را بهبود میبخشد توضیح میدهد. به نظر من اون چیزی که خیلیها بهش میگن جبر تاریخ یا اون چیزی تو کتابهای دینی ما با اصطلاح سنتهای الهی بیان میشد همون نظریه تکامل داروینه که صحبت در موردش به تحقیق بیشتری از طرف من احتیاج داره. شاید یه روزی این حرفها رو با سند و مدرک گفتم.
نظریه کنترل مدرن: این نظریه چند مفهوم رو بیان کرده: توصیف معادله دیفرانسیلی از پدیدهها که ماهیتی شبیه به مرغ و تخممرغ دارند، مفاهیم State و ورودی و خروجی یک سیستم، شکل دیگری از مفهوم Propertyها در مدلسازی شیء گرایی و شاید چیزهای دیگهای که یادم نمیاد! به نظر من نظریه کنترل مدرن در مورد همون چیزهایی حرف میزنه که نظریه مدلسازی شیء گرایی حرف میزنه.
اقتصاد (البته از طریق کتاب آقای Mankiw): اقتصاد خیلی از درگیریهای فلسفی ذهنی آدم رو حل میکنه. نگرشی که علم اقتصاد به مفاهیمی مثل «رفتار انسان»، «عدالت»، «سود»، «نیاز» و چیزهای شبیه به این داره انسان رو متحول میکنه. به نظر من اقتصاد و پایههای فلسفی اون و اخلاق دانشمندانش مهمترین ابزار برای گفتگو هستند. گفتگویی که به نظر من بعد از دانش مهمترین چیزیه که انسان جامعهٔ امروز باید بهش بپردازه. بخشهایی از اقتصاد و نظریه تکامل از این نظر که مفهوم ناشناختهای مثل Invisible hand و حرکت خود به خودی به سمت یک وضعیت مناسب رو توضیح میدن خیلی به هم شبیهاند. البته منظورم اون بخشهایی است که اقصاد آزاد رو راهحل میدونه (قابل توجه آدرین!). و نکتهٔ آخر اینکه یه جاهایی از اقتصاد یه چیزهایی رو ثابت میکنه که دهن آدم از اینکه تمام عمرش فکر میکرده برعکسش درسته، باز میمونه!
چیزهایی که تا اینجا گفتم همه مدلهایی بودن که سعی کردن جهان اطرافمون رو بهتر توصیف کنن و هر کدوم نقاط ضعف و قوتی دارند. انسان همیشه دنبال یه روش جامع میگرده که بتونه باهاش جهان رو توصیف کنه. ممکنه یه روزی همشون ناکارآمد بشن!
فیلم Ratatouille: در مورد این فیلم فقط همین رو میتونم بگم که طرز تفکر من رو در مورد لذت بردن تحت تأثیر قرار داد!
چیزهایی که احتمال میدهم در زندگی من تأثیرگذار باشند: حالا که این همه چیزهای جورواجور تو زندگی من تأثیر گذاشته یه چیز رو سرلوحه قرار دادم: «به هر حرفی و طرز تفکری با «بودِشِ متحولشونده» گوش کن! شاید متحول شدی» همونطور که قبلاً این اتفاق بارها افتاده.
الگوریتمهای شبکه عصبی: من فکر میکنم این الگوریتم در مورد فرآیند فکر کردن آدما و حافظه و خیلی چیزا که الآن نمیتونم پیشبینی کنم حرفهایی داشته باشه که به درد زندگی میخوره.
کارل گوستاو یونگ: این آدم یکی از کسانی است که احتمالاً تو حوزههایی فکر میکرده که من هیچ وقت فکر نکردم. احساس میکنم درک حقیقت انسان و جهان اونقدر مهم هست که آدم همیشه آماده باشه تمام نگرش فکریاش رو عوض کنه. آقای یونگ یه کاندید برای این کاره!
خودم میدونم! خیلی چیزهای دیگه هستن که تو نگرش فکری من تأثیر گذاشتن ولی من اینجا نیاوردم. یا به طور ناخودآگاه بهشون ظلم کردم یا یادم نیومده.
ژوئن 8, 2008 در t 7:07 ب.ظ
درود
راستش از این پستت خوشم اومد
یه چیزاهایی رو بهش اضافه میکنم
1. نظریه ی مدلسازی —> مدل های تولید نرم افزار، UML & RUP
2. تئوری مدیریت —> سیستم عامل، مدیریت پروژه
3. سبک شناسی نوشتار —> نادر ابراهیمی، جورج اورول، یوستین گوردر، حافظ
4. سبک شناسی فیلم —> تارانتینو، آلخاندرو گونزالس ایناریتو
راستی من کجام پس؟
ژوئن 8, 2008 در t 7:19 ب.ظ
شما که رو سر ما جا داری آرمان خان!
ژوئن 10, 2008 در t 6:36 ق.ظ
آلیس جان
خواندمت ……….
ژوئن 10, 2008 در t 5:25 ب.ظ
سلام
از تو انتظار داشتم که وقتی درباره این موضوعات مدون صحبت میکنی، حرفهای بیشتری بزنی.
راستی “وراثت (یا بهتره بگم تعمیم)” غلطِ باید میگفتی “وراثت (یا بهتره بگم تکامل)” چون از دیدگاه کل و جز وراثت تخصیص نه تعمیم.
به هر حال به القوه ازت راضیام هرچند باید در مورد بعضی از قسمتها بیشتر بنویسی تا بافعل ازت راضی باشم. (مگه اصلاً مهمه!)
ژوئن 17, 2008 در t 5:46 ب.ظ
یادم باشه کمی نظریه بازیها و کمی منطق بخونم