مطمئنم وقتی یه سر به وبلاگ من میزنی و با یه پست طولانی مواجه میشی اولین تصمیمی که میگیری اینه که بعداً بخونیش ولی خودت هم میدونی هیچ وقت فرصت نمیکنی! این پستی که امروز گذاشتم رو خیلی دوست دارم. البته ممکنه اون چیزی که نقل میکنم دیده باشی ولی وقتی خودم برای بار دوم بعد از مدتها خوندمش بدون وقفه تا آخرش رو خوندم. فقط تا جایی که چند تا علامت # گذاشتم همین الان بخون! بقیش رو نمیخواد بخونی! محمود و ماهاتیر، مقایسهی دو دیدگاه نویسنده: ناصر معتمد چندی پیش آقای محمود احمدی نژاد, شبکه دو سیما را به انجام مصاحبه ای در نهاد ریاست جمهوری دعوت کرد .چند ماه قبل از آن هم شبکه دو سیما آقای ماهاتیر محمد نخست وزیر اسبق مالزی را جهت انجام مصاحبه ای مشابه به استودیوی گفتگوی ویژه خبری شبکه دو فرا خواند. اگرچه تکرار تجربیات کشورها عینا ممکن نیست و الگوهای توسعه هر کشور با مقتضیات همان کشور قابل تدوین است , با اینحال شما را به مرور بخشهای مشابه دو مصاحبه (وبصورت تکمیل یافته با گزیدههایی از سایر اظهارات بیان شده) دعوت میکنیم: *** محمود احمدی نژاد: دسترسی ما به انرژی هسته ای معادلات دنیا را به سرعت تغییر خواهد داد. نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری توان حمله و آسیب رسانی به جمهوری اسلامی ایران را ندارند، زیرا کارشناسان ما بطور دقیق تمامی حرکات آنان را مورد تحلیل قرار می دهند. ماهاتیر محمد: اگر قدرت اقتصادی داشته باشید، دولت شما قدرت دارد از کشور دفاع کند. چرا که ازتجارت و کارآفرینی قدرت حاصل میشود ومیتواند جهت دفاع هم بکار گرفته شود. ما نتوانستیم کشور صنعتی شویم چون مستعمره بودیم . بعدها “در کنار هم” در رقابت شرکت کردیم.ما کشوری فقیر با درآمد سرانه 300 دلار بودیم که با حفظ” ثبات سیاسی” , تولید ناخالص خود را از 12 میلیارد دلار به 230 میلیارد دلار رساندیم. #################################### *** محمود احمدی نژاد: ما دنبال مردمی سازی هستیم نه خصوصی سازی. مشارکت مردم را بصورت مستقیم به شکل سهام عدالت و بصورت غیر مستقیم به شکل واگذاری در بورس انجام میدهیم. ما مخالف سرمایه گذاری نیستیم، بلکه مخالف تبعیض و تصرف منابع مالی توسط عده قلیلی هستیم. ماهاتیر محمد: مادر کنار حقوق اکثریت به حقوق گروههای کوچک هم توجه کردیم به طوریکه مخل حقوق گروه اکثریت نشود. نتیجه آنکه سطح فقر از 32 به 4 درصد رسید. نه اینکه به هر قیمتی باید به توسعه رسید اما به هر حال باید قیمت آنرا بپردازید. همانقدر که به فقرا رسیدگی میشود به ثروتمندان هم باید رسیدگی شود. ما معتقديم سود بخش خصوصي از طريق ماليات به دولت نيز ميرسد. دولت 28% از سود بخش خصوصي را به عنوان ماليات دريافت ميكند در عوض دولت هيچ سرمايهگذاري در زمينهاي كه بخش خصوصي فعال است نميكند. *** محمود احمدی نژاد: در “9 ماهه گذشته” صادرات غیر نفتی 41 درصد افزایش یافته است. “در همین یکسال اخیر” مبادلات ما با کشورهای دیگر سرعت چشمگیری داشته است …”امسال” 6000 میلیارد تومان پروژههای زود بازده را فعال کردیم….تقاضای سرمایهگذاری “در 9 ماهه اول امسال” 91 درصد رشد داشته است. ماهاتیر محمد: يك دولت نميتواند در كوتاه مدت كاري انجام دهد. من معتقدم بايد يك دوره ده ساله باشد. زيرا طرحهاي توسعه نيازمند اين دوره است. گاهی برای اینکه سیاستهای خود را عملی کنید مدت زمان زیادی احتیاج دارید. وقتی رهبران سریع عوض میشوند ایدهها به همراه آنها فراموش میشود. *** محمود احمدی نژاد: اگرکشوری رقیب ماست، باید نقطه ضعف او را بشناسیم. سیاست فعال یعنی همین، چرا غربیها در کار ما دخالت میکنند؟ چرا ما دخالت نکنیم؟ دیدیم نقطه آسیب غرب همین جاست. ما دیدگاههای ملت ایران را برای ” دنیا” تشریح کردهایم. پیشرفت ملت ایران در مسائل علمی و سیاسی امروزه به الگویی برای “تمامی جهان” تبدیل شده است. ماهاتیر محمد: ما ميتوانيم در مالزي فقط به فكر شكست همسايه ابرقدرتـــــي مثل چين باشيم و همواره درحال جنگ باشيم، اما ما به خود ميگوييم: بهتر است از يك كيك كه درحال ترقي و رشد است، لقمهاي اندازه خود برداريم نه كل كيك را كه در آن بمانيم. ما دو گزینه داشتیم: خارجیها با تکنولوژی خود کشور ما را صنعتی کنند یا خودمان توسعه پیدا کنیم. از آنجا که 30 -40 سال طول میکشد تا یکی از این تکنولوژیها را بیاموزیم پس گزینه اول را انتخاب کردیم. قرار نیست تکنولوژی در سیاست وارد شود. *** محمود احمدی نژاد: دشمنان هروقت امکان ضربه به ما داشتند کوتاهی نکردند. ما اعلام کردیم اگر شما ادعا دارید ما هم ادعا داریم. نپذیرفتند مناظره کنیم. هر کشوری که هستهای شد تحت فشار آمریکا قرار گرفت. برای هستهای شدن تقریباً هیچ هزینهای ندادهایم. ماهاتیر محمد: ایران روش رویارویی با غرب را در پیشرو گرفته است. ما در مالزی اراده کردیم هرچه که خوب بود از شرق و غرب بگبریم. اين سياست در زماني اتخاذ شد كه كشورهاي تازه استقلال يافته ميخواستند از شر خارجيان راحت شوند و شركتها را ملي نمايند، اما مالزي برعكس عمل كرد. اين اصلي است غيرقابل گريز كه ما بايد با كشورهاي ديگر و حتي با قدرتهاي بزرگ در تعامل و ارتباط باشيم. *** محمود احمدی نژاد: ما اگر ده سال بقيه کارها را تعطيل کنيم و به صورت متمرکز بر روی انرژی هستهای کار کنيم میتوانيم 50 سال جلو برويم و اين کار میارزد. ماهاتیر محمد: اگر به فن آوری اطلاعات توجه نکنیم یکبار دیگر از غرب عقب خواهیم افتاد. تحقیقات در اکثر دنیا انگلیسی است باید به این دانش دستیابی بکنیم و علوم را به انگلیسی آموزش دهیم. مديران و نخبگان موفق خارجي را ميآوريم تا روشهاي نوين را به اندوختههاي ما اضافه كنند. *** محمود احمدی نژاد: اشتغال آفرینی همان آوردن پول نفت است. ماهاتیر محمد: ما اجازه داديم كه شركتهاي خارجي بيايند وتکنولوژی بیاورند و كارهايي را انجام دهند كه ما توان انجام آن را نداشتيم. شهروندان مالزي توسط خارجيها استخدام شدند و علم و دانش كسب كردند. ما نه تنها ايجاد شغل كرديم بلكه تخصص نيز بدست آورديم.خارجیها سرمایههای زیادی آوردند و اشتغال ایجاد کردند و ما امروز توانستهایم نیاز سایر کشورها را برطرف کنیم. *** محمود احمدی نژاد: بخشی از وظیفه دولت مبارزه با فساد و مبارزه با مافیایی است که از گذشته داخل حکومت راه پیدا کرده است و ارتباطات و مقررات را میشناسد. ما در مبارزه با رشوهخواری و رانتخواری مصمم هستیم. ماهاتیر محمد: برای مبارزه با فساد اطمینان حاصل کنید که روند ساده و کوتاه است . مردم رشوه میدهند تا فرآیند پیچیده را ساده کنند. *** محمود احمدی نژاد: با اجرای عدالت است که کشور ساخته میشود. همه باید در جهت اجرای عدالت گام بردارند. توزیع سهام عدالت همان توزیع پول نفت بر سر سفرههای مردم است. ماهاتیر محمد: بیش از صد آیه در قرآن درباره عدالت است اما به شیوههای آن اشاره نکرده است. ما این شیوه را برای اجرای عدالت انتخاب کردیم. اگر عدالت نباشد مهم این نیست که در چه راهی هستید. اگر عدالت هست مهم این نیست که از چه شیوهای استفاده کردهاید. وقتی این مقاله رو میخونم تازه میفهمم که اختلاف مدیریت در خارج از ایران و آنچه که مدیریت نامیده میشده توی ایران چیه! وقتی اساس فکری آدما با هم فرق داشته باشه مطمئناً رفتارهاشون هم با هم فرق داره. حالا هر چقدر هم که تئوریهای مدیریت بخونیم و مدیریت استراتژیک بلد باشیم و… . فکر میکنم کم کم باید بفهمیم که خیلی از واژهها و اصطلاحها با گذشت زمان تغییر معنی میدهند. آنچه که دشمنی خوانده میشد امروز رقابت خوانده میشه. مدیرا و سیاستمدارای ایران فکر میکنند دیگران دشمنشون هستند ولی مدیرا و سیاستمدارای خارجی فکر میکنند که چطوری میشه از دیگران استفاده کرد تا به اهداف مورد نظرشون برسن. حالا ممکنه به این دلیل با یکی دشمن بشن، با یکی دوست بشن یا حتی از یکی سوءاستفاده کنن. ولی اساس فکری توی همهی موارد یه چیزه: رسیدن به هدف نشانه گیری شده. سیاستمدارای ایران هنوز نفهمیدن چرا امریکا قویترین ارتش دنیا رو داره: به دلیل این که قویترین دانشگاهها رو داره، به دلیل این که قویترین مدیرا رو داره. از تجارت و کارآفرینی قدرت حاصل میشه ولی هواپیما و تانکی که از این و اون میخری نه میتونه از مملکت دفاع کنه و نه رونق اقتصادی برای مردم میاره. نمیدونم چرا همه تو ایران فکر میکنن کسی که پولدار شده یا دزدی کرده یا آدم کشته یا کلاهبرداری کرده یا به هر حال حق یه نفر رو ضایع کرده. ما در ایران به جای این که فقیرا رو در کنار ثروتمندا قرار بدیم همیشه اونا رو در مقابل هم قرار میدیم. من از واژهی “خودکفایی” خیلی بدم میاد! توی کلاسهای مهندسی همه میگن چرخ رو نباید دوبار اختراع کرد. یعنی چی خودکفایی وقتی که به کالایی احتیاج داریم که نمیتونیم بسازیمش ولی میخوایم صبر کنیم تا به اصطلاح دانشمندان ایرانی خودشون اونو از اول بسازن. اصلاً این یه خیال باطله چون اولاً تا بخوایم تو ایران اونو بسازیم خارجیها یه دونه بهترشو میسازن، این خوشخیالیه که فکر کنیم از خارجیها باهوشتریم. دوماً اگر قرار باشه همه چیز رو توی ایران بسازیم، باید همهی مردم ایران توی کارخونهها و مراکز مطالعاتی کار کنن تا بشه این چیزها رو تولید کرد. این کلمهی خودکفایی یه فریب کمونیستیه. چرا با اینکه توی ادارات هزینههای هنگفتی برای استقرار IT میشه، فرآیندها از قبل هم طولانیتر شدن. اصلاً من از مدیرا میپرسم واقعاً میدونن برای چی برای سیستمهای IT هزینه میکنن؟ این که ما از IT استفاده میکنیم یه ضرورت یا یه اصل نیست، بلکه یه احتمالاً یه نیازه؛ که اگه نیازی نداشته باشیم دلیلی نداره خرجی بکنیم. منظورم اینه که افراد تو سازمان به این نتیجه برسن که فلان فرآیند باید یه بخشهاییش اتوماتیک بشه … . وقتی کارمندهای یه سازمان مفهوم نوین ارتباطات رو نمیفهمن یا نمیدونن Search در IT یعنی چی، چظور میتونن از سیتمهای IT استفاده کنن. حرفام زیاد شد، اینو میخواستم بگم که اگه نگاه درستی به فرایندها توی یه سازمان دشته باشیم میفهمیم که علت اصلی رشوه گرفتن، شلوغیها توی ادارات، هزینههای اضافی و حیف و میل شدن منابع ارباب رجوعها یا کارمندان یا مردم نیستند، بلکه ساختار نامناسب فرآیندها است. گرچه این موضوع نه فقط توی ادارات و سازمانها قابل درکه، بلکه توی اجتماع هم دیده میشه و خیلی رفتارهای مردم رو هم میتونین با این نگاه درک کنین. مثل هل دادن همدیگه توی ایستگاه مترو، عادت مسافرکشی غیرتاکسیها، عادت نکردن مردم ایران به ایستادن توی صفها و هزار تا چیز دیگه که هر روز میبینیم. سعی میکنم این جمله رو هیچوقت فراموش نکنم: مردم رشوه میدهند تا فرآیند پیچیده را ساده کنند.
Archive for ژانویه 2008
دم درِ غار
In Personal on ژانویه 17, 2008 at 11:20 ب.ظ
میایستم، باید بروم میروم، باید بمانم سکوت میکنم، باید فریاد بزنم سکوت را میشکنم، یک مشت پرت و پلا بودند آنها که گفتم زمستان گرما میخواهم، تابستان سرما بین تنهایی و ناتنهایی ماندهام بین آرامش و تکاپو دست و پایم به یک طرف، قلبم به یک طرف، سرم به یک طرف احساس میکنم دارم شقه میشم به هر چی زیر پایم بود شک کردم بیوزنی چه احساس بدیه! به عمق رفتم خفه شدم، به سطح آمدم دیدم بهتره خفه شم میخوام بدونم انسان به چی میگن، انسان باید به کجا بره میخوام بدونم چقدر مریضم بهتره خدایی وجود نداشته باشه تا اینکه آفرینش ما حاصل یه هوس باشه از بس خودمو به در و دیوار این چهاردیواری کروی کوبیدم دیگه رمقی برام نمونده، دراز کشیدم رو زمین. چشمم به یکی از اون 6 تا دیوار خورد. بچهتر که بودم میتونستم یه جاهایی بایستم که دیوارها حداکثر فاصله رو از هم داشته باشن، که من چشمم بهشون نخوره. این آقاهه چرا اینجوریه؟ کی از دست بیماری هلندی خلاص میشیم؟ چشم من با چشم مگس چه فرقی داره؟ چطور میشه بدون اینکه به یه اداره مراجعه کرد کارهای اداری رو انجام داد؟ آرامش چطوری بدست میآد؟ عرض خیابونها رو چطوری میشه تغییر داد که کسی تصادف نکنه؟ کدومتون راست میگین؟ دلم برات تنگ شده. پس کی میای؟ چرا Integrate نمیشن؟ واقعاً قراره بیای؟ احمدینژاد، آخه چرا انقدر این اقتصاد بیچاره رو دستمالی میکنی؟ دست نزن دیگه! فرق اومانیسم و اگزیستانسیالیسم چیه؟ دکتر، میشه یه بار دیگه با هم برنامهنویسی کنیم؟ یعنی میشه؟ واقعاً تاریخ حقیقت داره؟ شبا کجا بخوابم؟ 100 نسل بعد از ما چطوری فکر میکنن؟ اگه عشق یه هورمون باشه چی؟ گرمایش زمینو چه کارش کنیم؟ برم یا بمونم؟ مجرد بهتره یا متأهل؟ چطوری میشه دانش رو تو سازمان نگه داشت؟ زندگی بشر در طول تاریخ پیشرفت کرده یا پسرفت؟ بسه یا بازم بریزم؟ واقعاً دروغ گفتن کار خیلی بدیه؟ کدوم … چرا … کی … بفرمایید یاالله!
جمعه 21 دی ماه 1386 ساعت 21:13
In Uncategorized on ژانویه 11, 2008 at 8:06 ب.ظ
تو این شب برفی کاری نداری جز این که تو خیابونهای اینترنت، از کنار شومینه، پرسه بزنی. یه سر به وبلاگ خودم – بازم کسی کامنت نذاشته – و یه سری هم به وبلاگ دوستم. یاد حرفهای علی افتادم که نظرش رو راجع به پستهای جدیدم (بعد از Restart) بهم گفت. میگفت دیگه با وبلاگت حال نمیکنم. قبلاً میخوندم و فکر میکردم، حالا فقط میخونم! خب بابا چه کار کنم! هر چی دلم میخواد بگم تو وبلاگم مینویسم. خب بابا چه کار کنم! دلم میخواد یه چیزهای مهمی رو ثبت کنم. خب بابا چه کار کنم! دلم میخواد حرف مستند بزنم. دوست ندارم حرف خالی بزنم. خب بابا چه کار کنم! الکی پلکی، سیاسی شدم (یکی نیست بگه آخه تو سیاست میدونی چیه!). دلم میسوزه به حال مردم و بچههامون و آینده و گذشتهی اینجا. هر روز سؤال رفتن و موندن رو با خودم مزه مزه میکنم. هر روز از خودم میپرسم برم دنبال زندگی شخصی خودم یا برم دنبال اینکه یه چرخی رو بچرخونم (البته ممکنه الان بگی تو اگه آدم بودی چرخ خودتو میچرخوندی!). وقتی حرفهای علی رو میشنیدم با خودم فکر میکردم چقدر عوض شدم. ولی یه کم که بیشتر فکر میکنم میبینم عوض نشدم. همون گیج و منگ این دنیا هستم که بودم. همون برنامهنویسی که عاشق هُنره. همون کسی که مدیریت میخونه ولی نمیخواد مدیر بشه. همون آلیس هستم که تو سرزمین عجایب داره دنیا رو گز میکنه. همون کسی که خودش هم نمیدونه برا چی زندس. آخرش هم نفهمیدم برای چی به دنیا اومدم. یادم رفت. اینو میخواستم بگم. بابا کامنت بذارین. بگین وبلاگت چرت شده. حالا اینا رو ولش کن! به خاطر یه ذره برف نصف ماه کل مملکت (یعنی همون تهران!) تعطیل شده. سازمان سنجش هم اعلام کرده “با توجه به شرايط سخت جوي و بدي آب و هوا در چند روز گذشته و احتمال ادامه آن در روزهاي آينده در سراسر كشور” آزمون سراسری کارشناسی ارشد به دلیل این که با امتحانات پایان ترم تداخل پیدا میکنه به اسفند ماه منتقل شده! خب میانداختین یه هفته جلوتر! بسه دیگه! جمعه 21 دی ماه 1386 ساعت 23:05
پیشبینی اکونومیست درباره اوضاع اقتصادی جهان در سال 2008
In Economics on ژانویه 4, 2008 at 10:30 ب.ظ
فکر میکنم اکونومیست هر سال توی یه ویژهنامه اوضاع جهان رو تحلیل میکنه و یه پیشبینی ارائه میده. امسال که این ویژهنامه به اسم The World In 2008 چاپ شده مطالب خیلی جالبی برای ایرانیها میشه توش پیدا کرد. جالبه بدونید که اکثر کشورهای پرشتاب اقتصاد جهان در سال 2008 متعلق به منطقهی تعریف شده برای چشمانداز 20 سالهی جهان هستند. توی این پیشبینی رشد اقتصادی آذربایجان رو میبینیم که با 17.4 درصد در مقام دوم و در مقابل ایران با رشد 4 درصدی قرار گرفته! جدول زیر 11 کشور اول جهان از نظر رشد اقتصادی رو نشون میده که 6تا از اونا جزو کشورهایی هستند که توی سند چشمانداز رقیب ایران محسوب میشن! رتبه کشور درصد رشد اقتصادی 1 آنگولا 21.1 2 آذربایجان 17.4 3 گینه 11.1 4 چین 10.1 5 قطر 9.5 6 قزاقستان 9.2 7 امارات 8.6 8 گرجستان 8.5 9 پاناما 8.5 10 ویتنام 8.1 11 ارمنستان 8.0 سال 2008 سال سختیه برای اونایی که میخوان ادعا کنن که ما از اهداف چشمانداز هم جلوتر هستیم؛ چون هم این جداول اینو نشون میده و هم اکونومیست حرفهای جالبی در مورد انتخابات دورهی بعدی ریاست جمهوری ایران زده! این هم چند سطر از جدول پیشبینیهای اکونومیست در مورد همهی کشورها: کشور رشد اقتصادی تولید ناخالص داخلی نرخ تورم درصد جمعیت (میلیون نفر) درآمد سرانه به دلار قیمت جاری به میلیارد دلار برابری خرید قدرت به میلیارد دلار ایران 4 279 844 15.5 71.3 3,900 نروژ 2.6 426 278 2.2 4.7 90,180 چین 10.1 3,940 12,910 3 میلیارد1.33 2,960 هند 7.9 1,330 5,310 5.2 میلیارد 1.13 1,180 امریکا 1.2 14,400 14,400 2 304.8 47,330 عراق 3 63 91 39 29.4 2,150 زیمبابوه -2 2 22 4200 13.2 133 *متن کاملتر این تحلیل در روزنامهی دنیای اقتصاد سهشنبه 11 دی 1386 منتشر شده. برای دیدن صفحات این تحلیل اینجا و اینجا را ببینید.